روما شرکتی آموزشی مشاوره ای در حوزه توسعه است که همراهانش را شریک خود می داند و نه صرفا مشتری. ما تلاش می کنیم در ابتدا چالش ها و نیازهای شرکایمان را با همراهی خود آنان به درستی و وضوح شناسایی کنیم و سپس با ارائه مجموعه پیشنهاداتی از سبد خدماتمان در مسیر عبور از آنها یا رفعشان، همسفرشان باشیم.
داستان آغاز روما چیست؟
دکتر حمیدرضا (شاهین) جعفری
بنیانگذار و مدیرعامل
مشاوره
تجربه های آموزشی
مهارتهای انسانی (نرم)
آنچه که از مهارتها برای ورود و حضور و موفقیت افراد در نهادی تحت عنوان سازمان مورد نیاز است، سابق بر این تحت عنوان مهارتهای نرم خوانده می شد که امروزه ذیل عنوان مهارتهای انسانی طبقه بندی می شوند. مهارتهایی که شوربختانه در فضای مدارس و دانشگاه ها عموما مورد غفلت است، فضاهایی که صرفا به دانش و مهارتهای تکنیکال پرداخته می شود حال آنکه بدون مهارتهای نرم، آنچه از محل کار تجربه می کنیم همانی است که پر از زد و بند و بازی های قدرت و تعارض است و روح را می بلعد، کار تیمی را مانع می شود و انگیزه را از میان می برد.
دوره های تحول محور
دسته دیگری از مهارتهای مورد نیاز برای توسعه و پیشرفت انسان در سازمانها، فراتر از مهارتهای نرم هستند. مواردی که عمدتا نه تنها بر توسعه خود فرد تاثیرگذارند بلکه نقش او در مقام توسعه دهنده دیگر افراد و نیز سازمان را می سازند. مهارتهای رهبری و نیز رهیاری، و دسته ای از مهارتها که به دنبال فضای پرتغییر و ابهام روزگار ما ، نیاز روزافزون به فراگیری و تقویت آنها محسوس است. این دسته زمینه ساز تحول یک سازمان و بالندگی آن می شوند.
مهارتهای تخصصی
دسته ای از مهارتها که به صورت خاص و متمرکز و بیشتر مورد نیاز صنایع یا مشاغلی خاص هستند و از شمول کلی دو دسته فوق خارج می شوند. برای مثال صنایعی که حوزه های تخصصی بازاریابی، انواع فروش خاص ( دارو، آرایشی و بهداشتی و به طور کلی FMCG ) یا انواع مدیریت پروژه و یا برنامه ریزی استراتژیک را نیاز دارند.
چالشهای غالب روبروی شما
گردش بالای نیروی کار
فرهنگ، زیربنایی اساسینرخ بالای گردش نیروی کار یک «پدیدۀ تکعاملی» نیست که با یک متغیر (مثلاً حقوق) توضیح داده شود. این پدیده حاصل برهمکنش چندین لایه از عوامل ساختاری، فرهنگی، رهبری، اقتصادی و فردی است؛ و بدون فهم مدلهای علمی ترک خدمت (Unfolding Model، Job Embeddedness، JD‑R، Psychological Contract) و اندازهگیریهای درست و تفکیکشده، هرگونه مداخله، صرفاً درمان علامت خواهد بود نه ریشه.
برنامه های آموزشی بدون تبلور عملی
آموزشدر بسیاری از سازمانها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، آموزش و توسعه به عنوان یک هزینه مصرفی (cost center) تلقی میشود نه بهعنوان یک سرمایهگذاری راهبردی (strategic investment). این طرز فکر منجر به چنین نتایجی شده:تخصیص حداقلی بودجه به آموزش،اجرای برنامههای نمادین و گزارشمحور و نه اثربخش، پیوستن مدیران عامل به مخالفان آموزشهای سازمانی، حذف یا انجماد کامل واحدهای آموزش بخصوص در مواجهه با هر نوع بحران. نادیدهگرفتن آموزش، مانند قطع بودجه تحقیق و توسعه برای کاهش هزینههاست: در کوتاهمدت صرفهجویی و در بلندمدت انحطاط.اما شرط تحول واقعی این است: آموزش باید از جزیرهای جداافتاده به بخشی از DNA سازمان و راهبرد کسبوکار تبدیل شود.
جانشین پروری
در بسیاری از شرکتهای خصوصی، فرآیند جانشینپروری (Succession Planning) به عنوان موضوعی نمادین یا سطحی اجرا میشود — بدون برنامه ساختاریافته، بدون Talent Pool، بدون شایستهسالاری واقعی. بر خلاف مدلهای موفق جهانی، شناسایی و رشد استعدادها در سطح مدیران میانی یا کارشناسان کلیدی بهصورت منسجم انجام نمیگیرد.سازمانهایی که در همه سطوح جانشینپروری واقعی ندارند، در واقع در حال خرجکردن سرمایه استعداد خود برای خلا مدیریتی آیندهاند. رویکرد سنتی «یکجانشین انتخاب شود»، جوابگوی پیچیدگیهای محیط کسبوکار امروز نیست.ایجاد Talent Pool، استفاده از ابزارهای ارزیابی شایستگی، و ایجاد مسیر توسعه سیستماتیک، تنها راه ایجاد پایداری سازمانی، انگیزش درونی و کاهش ریسک انسانی است.
حکمرانی شرکتی
همه ما جمله ای را مکررا شنیده ایم: "وقتی شرایط طوفانیه، سکانکشتی باید دست یک نفر باشه وبقیه به حرفای اونیکنفر گوش کنن وگوش به فرمان باشند تا از بحران عبور کنیم." چنین تفکری به نظر ما لباس موجهپوشاندن به فردمحوری است و همیشه به نظر مستمسکی می آید برای توجیه مسایل دیگری.
کتابچه معرفی روما
روما برای بهبود آمده است، برای بهتر کردنِ آینده، چون ما باور داریم آینده ساختنی است و همه ما مسئولیم. دنبال ایجاد تغییر و تحول به سمت تعالی و بهتر شدنیم. فهمیده ایم که همه چیز از درون آغاز میشود و آکاهیم که در هر گامی که می خواهیم برداریم، نگرشها و ذهنیتها سرآغاز ماجراست. اگر بنا باشد تغییر و تحولی اصیل و واقعی و مانا رخ بدهد، از تغییر در نگرش آغاز می شود.
تعدیل نیروی انسانی
واژه تعدیل نیروی انسانی، خواه ناخواه با هیجانات ناخوشایند همراه است. هر چند عملی غیرانسانی به شمار می رود اما در فضای کسب و کار و بخصوص در بحرانها، گاهی گریزناپذیر است. اما موضوع اولا این است که همیشه در راس اقدامات مواجهه با بحران نیست و ثانیا انجام آن هم اصول و ملاحظاتی دارد. به مرور با هم به این مقوله می پردازیم و در اولین گام یک مدل عملیاتی برای تصمیم گیری در مقاله ای به قلم جناب آقای دکتر مجتبی ناهید به شما تقدیم می شود.
رهبری؛ واژهای که از معنایش دور افتادهایم
رهبری که به زعم ما مهمترین و اساسیترین موضوع در راستای توسعه است، امروزه متاسفانه از معنای اصیل خود دور شده است. این مفهوم مهم که مجموعهای از مهارتها و ویژگیهای قابل یادگیری است، نه تنها در ساحت جمعی، بلکه در ساحت فردی نیز زیربنایی است. در این مقاله تلاش شده برای ورود به این موضوع مقدمهای ارائه گردد و اهمیت آن مورد اشاره واقع شود.
عقلانیسازی بحران: چرا مدیران از دریافت کمک پس از جنگ امتناع میکنند؟
این گزارش به بررسی یک تناقض رفتاری در میان جامعه مدیران کسبوکار پس از جنگ اخیر ایران و اسرائیل میپردازد. دادههای عینی به روشنی از وخامت وضعیت اقتصادی و ضرورت حمایتهای بیرونی حکایت دارند، اما واکنش بخشی از مدیران حاکی از نوعی فاصلهگیری از پذیرش این نیاز است. در نگاه نخست، این واکنش شاید بهصورت ویژگی فردی یا سوءتفاهم اداری تعبیر شود، اما در سطحی عمیقتر میتوان آن را تجلی یک پاسخ جمعی و ناخودآگاه به تروما دانست.
آسیبپذیری، شجاعتی که سالها آن را ضعف نامیدیم (بخش نخست)
آسیبپذیری به عنوان یک ویژگی اساسی و ذاتی انسان، در بازی قدرت و جایگاه، در گذر زمان به "نقظه ضعف" تغییر ماهیت داد و تبدیل به موضوعی شد که باید پنهان شود، محل ضربه خوردن است، نباید باشد، و خلاصه یک نقاب جدی برای پوشانیدنش جهت حفظ و نمایش اقتدار شکل گرفت و به صورت یک پارادایم یا الگوی ذهنی غالب، به صورت ناخودآگاه سینه به سینه منتقل شد و امروز ریشه بسیاری از چالشهای پیش روی مدیران و رهبران و بینهایت موثر بر عملکرد فردی، تیمی و سازمانی شده است. یکی از دلایل آن ریشه در خلقت و تکامل گونه انسان خردمند دارد. در این مقاله با این بعد کمی بیشتر آشنا خواهیم شد.