
ادیسه رهبری
تمرکززدایی از مدیریت ارشد و رهبری سازمان
در خصوص تغییر نگرش در رهبری و مدیریت سازمانی در ایران بسیار گفته و خواهیم گفت. اما این کار فرآیند آسانی نیست. بخشی از آن در عمل شامل تفویض اختیار و واگذاری قدرت و تصمیم گیری است که بجز توانمندسازی افراد، نیاز به تمرکز بر شخص مدیرعامل یا رهبر سازمان دارد. این تحول یک سفر است که همسفر هم نیاز دارد. در این مقاله در تحقیقی فرآیند بررسی و توصیه هایی برای رهبران ارائه شده است.
مقاله ای منتخب از مجله HBR
همان طور که بارها به آن پرداخته ایم، ضرورت تغییر در الگوها غالب و ذهنیتهای مرتبط با مدیریت و رهبری در ایران روزبروز بیشتر رخ می نمایاند. امروزه با تعدد بحرانها و جالشها، حتی بهانه سپردن سکان کشتی به دست ناخدا برای عبور از طوفان ناکارآمد است. سطح عدم قطعیت و پرتعداد بودن مسائل که به لحاظ منطقی از حد فکری یک فرد فراتر رفته و سطح فشار برای یک نفر قابل تحمل نیست. این مجموعه باعث شده مدل فردمحورانه و مرکزگرایانه حکمرانی و اداره کرد سازمان جوابگو نباشد. آنچه که ضرورت شکل گیری تیم مدیریتی و رهبری قوی چه در سطح هیات مدیره و چه در سطج مدیران ارشد سازمان را پررنگ تر کرده است.
اساسا پس از آغاز انقلاب صنعتی چهارم و همزمان بحث تحول اجایل و بازگشت به انسان به عنوان سازنده اصلی هر سازمان و اصالت او، این مقوله، دیگر تنها در سطح ارشد سازمان نیست بلکه در تمامی سطوح، اهمیت توانمندسازی کارکنان و سپس تفویض اختیارات و امور به آنها می تواند تاب آوری سازمان را نیز در مواجهه با دنیای پرشتاب و پر از تغییرات بیرونی ارتقا دهد.
در مقاله ای در شماره می-جون 2023 نشریه وزین هاروارد بیزنس ریویو ، تحت عنوان ادیسه رهبری به این موضوع اشاره شده است:
" دوران رهبران قهرمان و پیشتازی آنها در رأس سازمان گذشته است. در عوض ساختار تصمیمگیری اکثر شرکتها تمرکززدایی شده و اکنون از رهبران انتظار میرود اختیار و آزادی عمل بیشتری به کارکنان خود بدهند. به همین دلیل مجبور شدهاند بخش قابل توجهی از کنترل خود را واگذار کنند."
در این مقاله اشاره شده که این کار ساده نیست و چالشهایی در مسیر دارد که نیاز به فروتنی،خودآگاهی،بردباری و تاب آوری نزد رهبران دارد. در ادامه مقاله آمده است:
در قالب تحقیقات، مشاورهها و جلسات کوچینگ، شواهد فراوانی از این واقعیت جدید مشاهده کردهایم. همچنین شاهد مشکلات مدیران در کنار آمدن با آن بودیم. پیش از هر چیز باید اشاره کنم عبارات «مهارتهای نرم» و «مهارتهای اجتماعی» به گسترۀ متنوعی از قابلیتها و تواناییها اطلاق میشود؛ به همین دلیل بسیاری از مدیران، درک درست و کاملی از جزئیات آن ندارند.
در تحلیل ارائه شده در این مقاله، 75 جایگزینی مدیرعامل با مشارکت 235 کاندیدا بررسی شد؛ این جایگزینیها در حدفاصل سالهای 2009 تا 2019 و در شرکتهای بزرگ و ارزشمند اروپا و آمریکا رخ دادند. رابطۀ میان مهارت مدیرعاملها و عملکرد شرکت لحاظ گردید؛ عملکرد هر شرکت بر اساس بازده سهامدار، رشد درآمد و حاشیه سود عملیاتی سنجیده شد. همچنین با تعدادی از این رهبران دربارۀ نحوۀ پیشرفتشان صحبت شد تا سبکهای متفاوت آنها برای نتیجهگیری شناسایی شود. . در این مسیر، شواهد حاکی از نقاط قوت و فرصتهای رشد در سبکهای رهبری گوناگون از نظارت دستوری تا تفویض اختیار بررسی گردید. از طرفی توانایی مدیران برای مدیریت شبکههای روابط و بهبود عملکرد سازمان با بهرهگیری از مهارتهای اجتماعی مطالعه شد.
نویسنده مجموعه یافته ها را در یک مسیر سه مرحله ای روایت می کند: ترک مبدا، سفر و بازگشت.
در خصوص ترک مبدا آمده است: رهبران فقط در صورتی روشهای قدیمی و موفق خود را کنار میگذارند که شکاف میان وضعیت کنونی و شرایط مطلوب و مدنظرشان را متوجه شوند. شاید وقوع رویدادی ویژه یا بازخورد همکاران و کوچها، محرکشان برای این تغییر شود. اما اغلب تنها پس از چند تجربه و گفتگو، متوجه تاثیر رفتارشان بر کسب نتایج نامطلوب میشوند. در این صورت تلاش هماهنگ خود را برای تحول آغاز میکنند.
انگیزۀ تغییر از راههای دیگری هم حاصل میشود. اغلب وقتی مهارتهای اجتماعی مافوق بهتر باشد، مدیران زیردست هم از او تبعیت میکنند -در قالب تحول سازمان به فرهنگ تفویض اختیار- و در ادامه متوجه میشوند رویکرد جدیدشان به نتایج بهتری ختم میشود.
تجربۀ ما میگوید اغلب رهبران، ابعاد تحولات لازم در شخصیتشان را دستکم میگیرند و به کمک همکاران مورداعتماد اعم از مشاور، منتور یا کوچ نیاز دارند. همچنین تکمیل این اکتشاف پرماجرا، مستلزم تواضع، خودآگاهی، بردباری و تابآوری است.
سپس سفر آغاز می شود. سفر همان مراحل تغییر است. آنچه که اگر بنا باشد در ایران نیز رخ بدهد، نوعی تغییر نگرش اساسی است که بر خلاف الگوی غالبی است که اعتقاد وجود دارد که کار کرده است.
برای مطالعه متن کامل این مقاله به فارسی به مجله هاروارد بیزنس رویوی فارسی مراجعه فرمایید و اگر علاقمندید به متن اصلی مراجعه کنید، اینجا را کلیک کنید.
نویسندگان این مقاله عبارتند از:
خانم هرمینیا ایبارا استاد رفتار سازمانی در بخش چارلز هندی از دانشکدهی کسبوکار لندن است که سابقه تدریس در بیزنس اسکول انسد در فرانسه و نیز بیزنس اسکول هاروارد نیز داشته است. او مؤلف کتاب «مثل یک رهبر رفتار کن، مثل یک رهبر فکر کن و هویت کاری: استراتژیهای غیرمتداول برای بازسازی حرفه» است.
آقای کلاودیوس هیلدهبراند مشاور کسب و کار در شرکت مشاوره مدیریت اسپنسر استوارت است.
خانم سابین وینک مسئول خدمات مشاورۀ رهبری اسپنسر استوارت در اروپا، خاورمیانه، آفریقا و آسیا-اقیانوسیه است.
